آغاز
مارها قورباغهها را مي خوردند و قورباغهها غمگين بودند
قورباغهها به لك لك ها شكايت كردند. لك لك ها مارها را خوردند و قورباغهها شادمان شدند. لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها. قورباغهها دچار اختلاف ديدگاه شدند. عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند. مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغهها كردند. حالا ديگر قورباغهها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند. تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است. اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان.
قورباغهها به لك لك ها شكايت كردند. لك لك ها مارها را خوردند و قورباغهها شادمان شدند. لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها. قورباغهها دچار اختلاف ديدگاه شدند. عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند. مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغهها كردند. حالا ديگر قورباغهها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند. تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است. اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان.
